اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
340
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
پس روى او را با گرز بزد و او را ميان عقابين بپاداشت و در حالى كه بدنش از هم فرو مىريخت ، صد و بيست تازيانه بر وى زد و سپس او را جمعآورى كرد و به آتش سوزانيد و عبد الله در همان موقع گفت كه پدرم يعنى على بن عبد الله ، روزى نماز مىخواند و شلوار و روپوشى بر تن داشت ، پس روپوش او افتاد و در پشتش آثار تازيانه ها را ديدم و چون از نماز خود فارغ شد ، گفتم : اى پدر ، خدا مرا فدايت قرار دهد ، اين چيست ؟ گفت : آن لوچ يعنى هشام ، مرا بستم گرفت و شصت تازيانه زد . و همان روز با خدا عهد كردم كه اگر بر او ظفر يابم ، بهر تازيانه اى دو تازيانه بر او زنم . حبيب بن مره مرى در حوران خروج كرد و شعار سفيد برگرفت و مردى از بنى اميه را منصوب كرد ، پس عبد الله بن على به جنگ او رفت و او را كشت و سپاهش را پراكنده ساخت . عامل مروان در افريقا ، عبد الرحمان بن حبيب [ 1 ] عقبى بود كه در سال 127 به آنجا آمد و پيوسته مقيم افريقا بود تا مروان كشته شد و چون مردم افريقا از كشته شدن مروان با خبر شدند ، گروهى از مردم آن سرزمين بر او تاختند كه از جمله آنها بود : عروة بن وليد صدفى از ناحيه [ 2 ] [ . . . ] و بنو اميه پس از كشته شدن مروان پراكنده شدند و جماعتى از ايشان در افريقا بجا ماندند و پيرامون عبد الرحمان بن حبيب را گرفتند و عبد الرحمان در جنگ با طرفداران ابو العباس پايدارى كرد تا آنكه برادرش الياس بن حبيب بر او تاخت و به سوى بنى العباس دعوت نمود و مردم با وى بيعت كردند و هر كس را كه از بنى اميه به افريقا رفته بود ، گرفت و زندانى كرد و خبر آنان را به ابو العباس گزارش داد .
--> [ 1 ] بن ابى عبيدة بن عقبة بن نافع فهرى قرشى ، از سال 127 از طرف بنى اميه والى افريقا بود و ابو العباس هم او را بر سر كارش بداشت تا آنكه در سال 138 بدست برادرانش ، الياس و عبد الوارث كشته شد ( معجم الانساب ص 99 ) [ 2 ] تونس ( كامل ج ط ص 279 سال 126 ) .